محرم
جمعه 17 آبان ماه روز شیرخوارگان حسینی با مامان بزرگ و زن دای جونا و سید طاها و فاطمه سادات و دختر گلم به همایش شیرخوارگان امامزاده سید محمد رفتیم به شیر خوار حسینیم یه پیشانی بند یا علی اصغر دادند سال پیش خاله جان من برات یکی گرفته بود البته نمیدانستم تو تو راهی و امسال اونو برات گذاشتم
پارچه سبزتو از کربلا برات آوردم و خاله جونت برات دوخت عسل مامان انشاالله همیشه حسینی باشه









تاسوعا
شب عاشورا خانه مامان بزرگ مثل همیشه نذری میدادند که ما خانه خاله جان بودیم تو رو یه میز خوابیده بودی و برا گلها بالا سرت ذوق میکردی


عاشورا
عکس تو تو دسته بغل بابا و احسال خاله جون


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


محرم
